تبليغاتX
exporter - market inter mediary - اگر بخواهی...
اولين نظام جامع تخفيفات در ايران

شعر زیر  از حمید مصدق را به همه شما دوستان تقدیم می کنم:

" با من اکنون

چه نشستن ها خاموشی ها

با تو اکنون چه فراموشی هاست

چه کسی می خواهد

من و تو ما نشویم

خانه اش ویران باد

من اگر ما نشوم تنهایم

 تو اگر ما نشوی‌‌ خویشتنی

 از کجا که من و تو

شور یک پارچگی را در شرق

باز برپا نکنیم

از کجا که من و تو

مشت رسوایان را وا نکنیم

کوه باید شد و ماند

رود باید شد و رفت

دشت باید شد و خواند

در من این جلوه ی اندوه ز چیست؟

در تو این قصه ی پرهیز که چه؟

در من این شعله ی عصیان و نیاز

در تو دم سردی پاییز که چه؟

حرف را باید زد

درد را باید گفت

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن از

متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن پندار سرور آور مهر

« تو مپندار که خاموشی من

هست برهان فراموشی من »

من اگر بنشینم ٬ تو اگر بنشینی

چه کسی برخیزد

من اگر برخیزم ٬ تو اگر برخیزی

همه بر می خیزند........  "                  شاد و پر انرژی باشید...

+ نوشته شده در  جمعه 20 بهمن1385ساعت 16:19  توسط مرتضی  |